تبليغاتX
<-انگشت به دهان->
Balatarin
چند لينك پراكنده

 

پركاربردترين عضو بدن در ايران چيست؟ به ادعاي وبلاگ طنز گول آباد، «انگشت» چنين جايگاهي را كسب كرده است! براي اين ادعا،‌ مداركي هم ارايه داده است.


10_Ways_to_Turn_a_Good_Paper_into_a_very_Good_one ppt

 

SUPPLEMENTAL READINGS AND WEB SITES

 

The Swiss Model

"Why Thinking Like an Economist Can Be Harmful to the Community" Stephen Marglin 2008, vol. 51, issue 2, pages 13-26

عنوان مقاله­اي است كه در شماره جديد نشريه Challenge ديدم. اگر كسي به نسخه الكترونيكي آن دسترسي دارد لطف مي كند كه برايم بفرستد.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 8:42  توسط جعفر خیرخواهان  | 

Balatarin
شكست «راه درخشان» در برابر «راه ديگر»

 

هرناندو دسوتو (بيوگرافي در ويكي پديا و در موسسه كاتو)  اقتصاددان پرويي در واكنش به جنبش چريكي كمونيستي راه درخشان، كتاب «راه ديگر: پاسخي اقتصادي به تروريسم» را نوشت و انتقال مردم حاشيه­نشين از اقتصاد سياه و غيررسمي (غيرقانوني) به اقتصاد رسمي و قانوني را راه علاج فقر و تروريسم دانست. چند سال قبل يك سوم كتاب راه ديگر را ترجمه كردم و در سال جديد دنبال فرصتي هستم تا تمام كتاب را ترجمه­ كنم.

سانتياگو رونكاگليلو، روزنامه نگار پرويي در كتاب جديد خود به نام «شمشير چهارم» (La Cuarta Espada) زندگي و سقوط ابيمل گازمن رهبر زنداني شده جنبش چريكي راه درخشان را بررسي مي‌كند. او مصاحبه كوتاه و تامل برانگيزي با نشريه فارين پاليسي انجام داده است كه ترجمه آن در صفحه گلچين اين شنبه روزنامه دنياي اقتصاد آمده است.

اين هم بخش برگزيده­اي از مصاحبه

o       يكي از نكاتي كه در كتاب روي آن تاكيد كرديد تاثير روابط عشقي شكست خورده‌اي بوده است كه گازمان را به انقلابي‌گري كشانده است. با توجه به چنين تجربه پيش پا افتاده‌اي كه توانست به جنبش چريكي خطرناك بينجامد، آيا نگران وجود ساير عوامل در پرو نيستيد كه دوباره به آتش انقلاب خشونت بار مشابهي دامن بزند؟

 

·        در مورد گازمن، عامل مهم خود رابطه عشقي نبود، بلكه اين احساس بود كه او در جامعه پرو جايي ندارد. اكثر رهبران راه درخشان، انتظارات شخصي بالايي درباره خودشان داشتند كه تا حد زيادي برآورده نشده بود و يك سرخوردگي قوي و احساس بي‌عدالتي در آنها بوجود آورده بود. آنها همچنين افراد مومني بودند. بسياري از آنها قبل از اينكه يك كمونيست باشند، كاتوليك بودند. آنها به دنبال يك قانون اخلاقي پاك در دنياي سردرگم كنوني بودند. گازمن و مائويسم توانستند آن را تقديم كنند: يك كشيش، يك كتاب مقدس، يك بهشت به نام آرمانشهر سوسياليستي كه حكم دين را داشت. براي اينكه مردم را به شكل سازمان يافته به قتل برسانيد نياز به يك ايدئولوژي متعالي و غيرمادي داريد كه حيات انسان‌ها را بي‌اهميت مي‌سازد. راه درخشان بيش از ۳۰۰۰۰ انسان را كشت.

 

پس نوشت:مقاله Peru Takes the Other Path از وال استريت ژورنال

 

2 نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 13:9  توسط جعفر خیرخواهان  | 

Balatarin
فيل سفيد يا غاز تخم طلا؟؟
 

فرهنگ و زبان غني فارسي سرشار از حكايت و ضرب المثل­هاي ارزشمند و حكيمانه است از جمله اين ضرب المثل كه

اگر براي من آب نداشته باشد، براي تو نان که دارد

عقيده و نظريه بعضيها در اموري اظهار مي شود که اگر ديگران را احتمال زيان و ضرر باشد آنها از آن سود و فايده ميبرند. پاسخ اين دسته از مردم همان است که در عنوان اين قسمت آمده است.

 

يكي از مشخصه­هاي كشورهاي عقب­مانده و توسعه نيافته اينست كه غازهايي كه تخم طلا مي­گذارند را سر بريده و كباب مي­كنند و اگر خيلي هنر كنند به جاي آن فيل­هاي سفيد white elephant را علم مي­كنند. منظور از غازهاي طلايي golden goose پروژه­ها، ايده­ها و نهادهايي هستند كه زمينه را براي ثروت آفريني و رفاه اقتصادي فراهم مي­سازند. به نظرم دولت فعلي سعي وافر در كشتن غازهاي طلايي اقتصاد داشت و متاسفانه حتي نتوانست اين هنر را داشته باشد كه فيل­هاي سفيد به چشم آمدني را به نمايش گذارد كه حداقل عده­اي در سايه­اش بيارامند.

 

يكي از ايده­هاي خوب و كمتر كار شده براي پژوهشگران اقتصادي و نيز روزنامه­نگاراني كه در حوزه اقتصاد كار مي­كنند پيدا كردن و برملا ساختن طرح­ها و برنامه­هاي دولتي است كه ماهيت فيل سفيد دارند. به طور مثال بررسي اينكه آيا پروژه منوريل و يا نيروگاه اتمي بوشهر مصداق فيل سفيد هستند يا خير.

از زماني كه با اين واژه آشنا شدم دنبال مقاله­اي مي گشتم كه اين قضيه را خيلي خوب توضيح داده باشد كه كمتر يافتم و در نهايت به مقاله­اي كه براي روزنامه دنياي اقتصاد ترجمه كردم اكتفا نمودم كه در اينجا و اينجا مي­توانيد بخوانيد.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 18:4  توسط جعفر خیرخواهان  | 

Balatarin
لينكهاي هفته

 

از ماجراي وحشتناك پدر اتريشي كه خبر داريد. مفصلترين شرح تاريخي اين واقعه را در گاردين ديروز خواندم:

 My father chose me for himself

 

 

قيمت يك پاينت (تقريبا نيم ليتر) آبجو در ايران چقدر است؟

اين سايت از بازديدكنندگان خود در سراسر جهان مي خواهد تا اگر تجربه اي در خريد اين نوشيدني دارند به آنها كمك كنند تا بانك اطلاعاتي كاملي از قيمت واقعي آبجو در شهرهاي كشورهاي مختلف جهان تهيه كنند. طبق اطلاعات اين سايت قيمت آبجو در تهران و كرج اختلاف فاحشي دارد Karaj  $3.98 USD و Tehran $11.44 USD است  كه در صورت صحت اين آمار، فرصتي بسيار سودآور براي آربيتراژ اين كالا از كرج به تهران فراهم است.

 

 

علي مطوري در وبلاگ از ده ملا (ماه شهر) به لندن مي نويسد (از آخرين پستش نزديك به دو ماه مي گذرد).

در جستجوي نام يكي از اقتصاددانان ايراني خارج كشور بودم كه به پست مفصل زير در وبلاگ وي برخوردم

 List of contemporary Iranian scientists, scholars, and engineers

 

 

يكي از صفحات نشريه اكونوميست كه هميشه مي­خوانم و حالت آموزشي دارد Economics focus است كه عنوان اين هفته آن An aberrant abacus يا «يك چرتكه حساب غيرعادي» است و بررسي مي­كند كه چقدر مي­توان به آمارهاي اقتصادي چين اعتماد كرد؟

قابل اعتمادترين آمار مربوط به تجارت خارجي و عرضه پول و غيرقابل اعتمادترين آمار مربوط به نرخ بيكاري است.

اكونوميست در پايان مطلب، مسئولان چيني را اين چنين نصيحت مي كند

Now that China is such an engine of global growth, it urgently needs to improve its economic data. Only a madman would drive a juggernaut at full speed with a faulty speedometer, a cracked rear-view mirror and a misty windscreen.

 

 

Collected Advice for the Young Economists

 

 

On teaching / On incentives / On research

 

 

Financial literacy: From The Economist

(A global crusade is under way to teach personal finance to the masses)

 

 

Blogonomics: Going Pro

 

 

نقشه ميانگين IQ كشورهاي جهان (ايران با رنگ نارنجي در حد وسط و عدد 84 جاي گرفته است)

 

 

۹ اسلايد از پروژه هاي جديد در دوبي و ابوظبي

If You Build It: Two visions of the ideal city rise in the Persian Gulf.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت 21:55  توسط جعفر خیرخواهان  | 

Balatarin
غيبت سه ساله از نمايش گاه كتاب

 

از ابتداي راه افتادن نمايشگاه كتاب در سال 1367 هر ساله از آن بازديد مي­كردم اما با امسال سه سال پي در پي است كه موفق به ديدن نمايشگاه نمي­شوم.

من از سايت نمايشگاه كتاب و سايت اين شركت توانستم به مشخصات كتاب­هاي موجود در 21مين نمايشگاه كتاب دست پيدا كنم.

كتاب زير كه مشخصاتش را چند روز پيش در سايت IMF پيدا كردم نيز انتشارات كوكب Kowkab در نمايشگاه امسال عرضه كرده است كه اگر تهران بودم مي­خريدمش.

Islamic Republic of Iran: managing the transition to a market economy

Abdelali Jbili, Vitali Kramarenko, and José Bailén

 

اين كتابها در سايت آمازون هم به ايران و پديده احمدي­نژاد اختصاص يافته­اند و هر كدام از آنها عكسي از احمدي­نژاد با هيبتي متفاوت بر روي جلد دارند.

Iran under Ahmadinejad: The politics of confrontation 

Ali M. Ansari

 

Iran and the Rise of its Neoconservatives: The Politics of Tehran's Silent Revolution

Anoushiravan Ehteshami , Mahjoob Zweiri

 

Ahmadinejad: The Secret History of Iran's Radical Leader

Kasra Naji

 

Nuclear Sphinx of Tehran: Mahmoud Ahmadinejad and the State of Iran

Yossi Melman , Meir Javedanfar

 

چهار مطلب براي صفحه اين هفته گلچين روزنامه دنياي اقتصاد تهيه كردم كه خواندن مقاله «فراوانی منابع طبيعي و شفافیت شرکتی» را به علاقه مندان به بحث بلا يا نفرين منابع توصيه مي­كنم. «خريد و فروش برده در موريس» نيز خلاصه يك پژوهش تاريخي جالب در حوزه اقتصاد خرد است.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 22:22  توسط جعفر خیرخواهان  | 

Balatarin
معرفي كتاب Fall and Rise of the Islamic State

   

                                              

Noah Feldman استاد رشته حقوق در دانشگاه هاروارد كه به تازگي كتاب فرود و فراز دولت اسلامي را نوشته است در يك مصاحبه، آخرين فرصت براي تشكيل دولت اسلامي و موفقيت يا شكست آن را به تجربه دولتهاي تازه تاسيس در افغانستان و عراق مرتبط مي سازد كه در قانون­اساسي­هايي خود، دموكراسي و حقوق بشر را با شريعت اسلامي قابل جمع ديده اند.

به نظر وي با بنيانگذاري جمهوري تركيه به دست مصطفي كمال اتاتورك بر ويرانه­هاي امپراتوري عثماني در سال ۱۹۲۴، دولت اسلامي هم به شكل عملي و نمادين مُرد و حقوق مدني سوئيس جاي شريعت اسلامي را گرفت. اما پس از آن خواست عمومي براي تجديد حيات دولت اسلامي به شكلي قوي و پايدار وجود داشته است.

او در پاسخ به اين پرسش كه «آيا با توجه به آنچه ما درايران امروزي ديده ايم ظهور دولت­هاي جديد اسلامي خبر بدي نيست؟» چنين مي­گويد:

آنچه در ايران اتفاق افتاده اينست كه مدافعان و حافظان سنتي شريعت، قدرت اجرايي را بلعيده­اند و در نتيجه توازن سنتي قدرت را با عدم توازني به نفع روحانيت جايگزين كرده­اند. دقيقا همانطور كه به هم خوردن توازن به نفع قوه مجريه در بسياري از كشورهاي اسلامي باعث بوجود آمدن ديكتاتوري شده است اين عدم توازن در ايران نيز به دولتي ناعادلانه و ناكارا منجر گشته است. براي اينكه يك دولت اسلامي در چنين دامي نيفتد، بايد موازنه قدرتي بوجود آيد كه قواي مقننه و قضائيه يا برخي نيروهاي نهادي ديگر، قوه مجريه را مهار كنند.

 

مي­بينيم كه در ظاهر راه حل­ها چقدر ساده هستند؟

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/11ساعت 14:0  توسط جعفر خیرخواهان  | 

Balatarin
نشريه اينترنتي انجمن اقتصادي خاورميانه

 

انجمن اقتصادي خاورميانهMiddle East Economic Association  نشريه اينترنتي به نام Online Journal: Topics in Middle Eastern and North African Economies دارد كه سالانه منتشر مي شود چند سال قبل زماني كه پايان نامه دكتري را مي نوشتم مقاله Oil and the Rentier State: Iran's Capital Formation : 1960-1997  نوشته سوسن بديعي و سيروس بينا سال ۲۰۰۲ آن توجهم را جلب كرد (و البته مقاله ضعيف و ساده اي بود). به تازگي كه نشريات سالهاي بعد آن را نگاه مي كردم دريغ از يك مقاله مربوط به اقتصاد ايران و اكثريت مقالات به ترتيب به اقتصاد كشورهاي تركيه، مصر و حاشيه جنوب خليج فارس و تونس و الجزاير و يمن اختصاص دارد. جالب اينكه تعداد زيادي اسم ايراني در بين مديران گذشته و گردانندگان اين انجمن به چشم ميخورد و رئيس كنوني آن هم هادي صالحي اصفهاني است (اصفهاني­ها خوشحال نشوند چون بچه نيشابور است).

 

دو مقاله زير را نيز از اين نشريه دانلود كردم تا سرفرصت مطالعه كنم:

Stock Prices, Exchange Rates, and Oil: Evidence from Middle East Oil-Exporting Countries

 

Macroeconomic Policies, Cyclicality and Planned Consumption:   Evidence from the Middle East

 

 

ترجمه­اي كه از مقاله The rise of the Indian Economy از جان ويليامسون مبدع اصطلاح اجماع واشنگتني انجام داده بودم نيز در شماره امروز دنياي اقتصاد (خيزش اقتصاد هند) منتشر شد.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 15:50  توسط جعفر خیرخواهان  | 

Balatarin
ايران هميشه خبر ساز

 

رفتار ايرانيان و وقايعي كه در اين سرزمين اتفاق مي افتد هميشه و به خصوص پس از آمدن دولت كنوني براي خارجي ها عجيب و غريب بوده و دايما انعكاس جهاني پيدا كرده و خبرساز مي شود. اين دو گزارش كه يكي در روزنامه انگليسي تايمز مالي و ديگري در مجله امريكايي اينترنتي اسليت به چاپ رسيده است را ببينيد.

تايمز مالي يكي از روشهاي مقابله ايرانيان با تحريم اقتصادي امريكا را شرح مي­دهد: استفاده از روش قرون وسطايي حواله براي انتقال و مبادله پول با خارج از كشور و مراحل زير را بدين منظور ترسيم كرده است

         

 مجله اسليت هم از ايران در پشت حجاب گزارش مي­دهد

 How To Spot a Persian Pros-ti-tute: Streetwalkers in chadors

نویسنده گزارش خود را ابتدا با ذكر خبر خودكشي رضا زارعي رئيس پليس (سابق) تهران شروع كرده و سپس از شهر قم سر در مي آورد شهري كه به گفته نويسنده به طور غيررسمي به شهر "both pilgrimage and pleasure"  معروف شده است.

                                        

2 نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت 0:15  توسط جعفر خیرخواهان  | 

Balatarin
جان قزوينيان يكي از ايرانيان پراكنده در سراسر جهان

 

مدتي قبل صفحه­اي به نام گلچين اقتصادي در روزنامه دنياي اقتصاد با مطالب متنوع و بدون اسم تهيه مي­كردم كه به خاطر گرفتاري­هاي مختلف چند ماهي متوقف شد. در سال جديد قرار است اين صفحه هر هفته  شنبه­ها در روزنامه منتشر شود اما هنوز جاي خودش را پيدا نكرده است و گردانندگان روزنامه فعلا اين مطالب را در صفحه تحليل جاي داده­اند. مطلب «بلای منابع؛ چرا ثروت نفت آفریقا نفعي براي آفریقایی‌ها ندارد؟» كه به معرفي كتاب جديد جان قزوينيان روزنامه نگار ايراني مقيم لندن به نام Untapped:The Scramble for Africa's Oil اختصاص دارد را مي­توانيد بخوانيد. و نيز ستون باورهاي نادرست اقتصادی و صندوق تثبیت اقتصادی شیلی: جلوگیری از بیماری هلندی.

اين اطلاعات مختصر از قزوينيان در ويكيپديا،‌ و عكسي خنده بر لب  در كنار هلن و مقاله انگليسي  The Curse of Oil كه براي The Virginia Quarterly Review نوشته است.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت 10:3  توسط جعفر خیرخواهان  | 

Balatarin
ايران از آمريكا و بقيه جهان جلوتر است!

 

الكساندر تبرّك از نويسندگان وبلاگ مارجينال رولوشن در پست "جبران مالي در اهداي كليه موثر است" به معرفي مقاله «فروش اعضاي بدن و مشقّات اخلاقي: درس­هايي از برنامه فروش كليه در ايران» پرداخته و مي­نويسد تنها يك كشور در جهان توانسته است بر كمبود عمل كليه فائق آيد. تنها يك كشور در جهان پرداخت پول به اهداكنندگان كليه را قانوني ساخته است. آن كشور ايران است.

در قسمت نظرات خوانندگان پست مذكور هم بحثهايي در مورد الگو گرفتن از ايران، كشوري كه به محور شرارت و شيطنت معروف شده درگرفته است كه خواندني است. مثلا به اين دو نظر توجه كنيد.

1)‌ Posted by: Bartman at Apr 14, 2008 11:17:08 AM

زماني كه در خليج (فارس) كار مي­كردم چيزهاي بسياري درباره زندگي و واقعيات ايراني­ها فهميدم. با وجود ملاهاي ...، ايران مكاني است كه تفكر و مراقبه نفس، هنوز خصيصه­هاي مثبتي تلقي مي­شوند و ...

من اصلا تعجب نكردم كه ايرانيان توانستند سياست و چارچوب روالمند معنادار، متنوع و متوازني را طراحي و اجرا نمايند كه هدف اساسي خالص آن تقويت و بهبود زندگي بشر را دنبال مي­كند.

2) Posted by: hass at Apr 14, 2008 12:22:11 PM

به محض اينكه مي­بينيم كسي به خاطر نداشتن عضو اهدايي مي­ميرد هرگونه ترديد اخلاقي درباره چنين برنامه­اي ازبين مي­رود. اتفاقا ايراني­ها عمل تغيير جنسيت را نيز قانوني كرده (و يارانه مي­دهند) و عمل "ازدواج موقت" را به جريان انداخته­اند كه هر زوج­ طول دوره عقد موقت را تعيين كرده و قانونا تضمين مي­شود كه بچه به دنيا آمده مشروع بوده و مستحق ارث و حمايت است.

اگر يك كشور اسكانديناوي هر كدام از اين كارها را كرده بود، ما [آمريكايي­ها] چه تبريك و تهنيتي براي آنها مي­فرستاديم كه عجب كشور پيشرفته­اي هستند.

3) و اين هم آخرين نظر يكي از خواننده ها كه درباره بحث شيرين ازدواج "موقت" نظر داده است.

Posted by: class-factotum at Apr 16, 2008 9:17:25 AM

 the practice of "temporary marriages"

I believe that is actually a loophole so it is possible to practice prostitution.

 

پيشتاز موضوع قانوني شدن خريد و فروش كليه در ايران، هفته­نامه اكونوميست بود كه در 18 نوامبر 2006 اين دو مقاله را  

Organ transplants: Your part or mine? 

Organ transplants: Psst, wanna buy a kidney? 

در اينباره نوشت كه من مقاله دوم را در همان ايام با تغيير عنوان ترجمه كردم و در روزنامه اي منتشر شد كه ترجمه را در ادامه مي بينيد و متن انگليسي را هم در ادامه مطلب گذاشتم.

 از ایران یاد بگیرید: دولت­ها باید اجازه خرید و فروش کلیه را بدهند

هفته نامه اکونومیست گزارشي از بازار خرید و فروش کلیه در سطح جهان تهیه کرده و مدل ایرانی را معرفی مي­كند. این نشریه نتيجه گرفت نباید خریداران و فروشندگان کلیه را محاکمه کنیم و باید این فعالیت را قانونی اعلام کرد.

اگر کلیه­ها مثل هر محصول دیگری بودند، اقتصاد بازار آزاد طبق معمول معجزه می­کرد: مقدار عرضه به قیمت­های بالای بازار واکنش نشان می­داد و برای اینکه تقاضای خروشان براي كليه را تامین کند قيمت افزایش می­یافت. اما کلیه انسان یک کالای معمولی نیست. خرید و فروش آن در اکثر کشورها ممنوع است. بنابر این عرضه بستگی به نیکوکاری افراد دارد: برخی مایلند یکی از کلیه­های سالم خود را هدیه بدهند در حالی­که هنوز زنده می­مانند و سلامتی­شان به خطر نمی­افتد. سایرین رضایت می­دهند پس از مرگ، کلیه­هایشان استفاده شود. تعجبی ندارد اگر فقط بخواهيم به انگیزه نوع­دوستی و اجر معنوی متكي باشيم کلیه به اندازه کافی عرضه نخواهد شد.

کلیه به موضوعی جدی در سطح جهان تبدیل شده است. با افزایش عمر مردم کشورهای ثروتمند و چاق شدن آنها، صف دریافت­کنندگان کلیه به سرعت طولانی­تر می­شود. برای مثال در آمریکا تقاضا برای کلیه با نرخ 7 درصد در سال رشد می­کند که سال گذشته 4039 نفر در صف انتظار مردند. پزشکان اجازه دارند تا کلیه­های افراد پیرتر و تنبل­تر را عمل کنند. بیماران ثروتمند در بازار سیاه، کلیه را از فقرا و بدبخت­ها می­خرند. یک دلال گردن­کلفت به زودی در آفریقای جنوبی محاکمه می­شود. در حالت فروش کلیه در پشت پرده، مراقبت­ها و کنترل­های پزشکی بسیار اندک بوده و خریداران اغلب گرفتار هپاتیت یا ایدز شده و پیامدهای برخورد سرسری با این قضیه را باید متحمل شوند.

مدل ایرانی: با توجه به این مسایل، اکثر کشورها به بدترین گزینه چسبیده­اند. دولت­ها مسئولیت را بر دوش شهروندان شان می­گذارند که داوطلب اهدای اعضا شوند. چند کشور اروپایی شامل اسپانیا، تلاش دارند تا با جلب رضایت شهروندان به دادن اعضای بدنشان به هنگام مرگ، عرضه را بالا ببرند. سوای اینکه آیا چنین رضایت اجباری از نظر اخلاقی درست است،  مشکل عرضه را در اسپانیا و جاهای دیگر حل نمی­کند. از طرف دیگر، اگر فقط 06/0 درصد آمریکایی­های در سنین 15 تا 65 سال یکی از کلیه­های خود را از خود جدا کنند، صف انتظار دریافت کلیه از بین خواهد رفت.

روش تشویق به انجام این­کار، قانونی کردن خرید و فروش کلیه است. ایران این­کار را انجام داده است. یک سازمان متعلق به بیماران کلیه که رسما تایید شده است، بر جریان عمل نظارت دارد. اهداکنندگان کلیه بین 2 تا 4 هزار دلار دریافت می­کنند و لیست انتظار از بین رفته است.

بسیاری از مردم، این اندیشه که افراد، اعضای بدنشان را بفروشند نفرت­آور می­بینند. با این حال بازارهای بدن افراد متوفی از زمان­های گذشته وجود داشته است و شرکت­ها میلیون­ها دلار از این راه بدست می­آورند. پس به نظر می­رسد محروم کردن افراد از این کار عمل لجوجانه­ای باشد. داشتن یک کلیه تفاوتی با انجام جراحی­های انتخابی و حتی زیبایی ندارد (این کار حتی کم خطرتر از لیپوساکشن است). در آمریکا هر کسی اجازه دارد که بچه­ای را از مادر اجاره­ای بخرد و ریسک مردن به خاطر اجاره دادن رحم، شش برابر بیشتر از فروش کلیه است.

با قوانین مناسب، بازار کلیه وضعیت بهتری در مقایسه با حالت تاسف­آور کنونی پیدا خواهد کرد. فروشندگان كليه قبل از عمل از لحاظ بیماری و اعتیاد به مواد مخدر کنترل می­شوند و پس از عمل نیز تحت مراقبت هستند. برای مثال آنها می­توانند بخشی از پرداخت پول را به صورت خدمات بیمه پزشکی درخواست کنند که برای آنها بسیار ارزان خواهد بود چون اهداکنندگانی که به درستی غربال شوند عمر بیشتری در مقایسه با یک فرد معمولی دو کلیه­ای خواهند داشت و خریداران نیز کلیه­های بهتر را سریع­تر دریافت می­کنند. وضعیت هر دو خریدار و فروشنده در مقایسه با بازار غیرقانونی که بیشتر پول نصیب دلالان می­شود بهتر خواهد بود.

غریزه اغلب بر منطق پیروز می­شود. برخی اوقات حق با غریزه است. اما در این مورد، غریزه­ای که فروختن بخشی از بدنتان را کار نادرستی می­داند به مرگ­های زودرس و درد و رنج فراوان افراد منجر می­شود. پاسخ منطقی در این مورد، پاسخ بشردوستانه است.

 

اين مصاحبه كه در همان زمان­ها انجام شد را نيز ببينيد  For Kidney Donations: Let the Markets Decide


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه 1387/01/31ساعت 11:34  توسط جعفر خیرخواهان  |